تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - به من بفهمون Majnonam
فراق

به من بفهمون کجای سرنوشتم

دارم میرم جهنم یا راهی بهشتم

از این دو راهی، دل ِ خوشی ندارم

یا می خورم به پاییز یا می رسه بهارم

به رسم ابرها همش تبعید می شم

با هیچ کوهی سر سازش ندارم

یه موجم که با دریا قهر کرده کرده

بدون تو من آرامش ندارم

کردم ولی غافل از اینکه
 
 گمت

خدا با این بزرگی گم نمیشه

مواظب بودی از دستت نیفتم

هوامو داری و داشتی همیشه

دارم نابود میشم دود میشم

بزار آتیش این دوری تموم شه

خودم دیدم همین نزدیکایی

نزار عمرم با جون کندن حروم شه


نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور 1389 توسط mastaneh نظرات | |