تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - سرو چمانم( majnoon)
فراق

MaloosIran Uploader

آتش زن جانم شد او گوهر کانم شد

نامش چو به آوازی هم ورد زبانم شد

چشمان غزل خوانش هم روح وروانم شد

از سحر دهان او شکر به دهانم شد

درمکتب عشق او بیگانه چو من ناید

هم صاحب گفتارم هم صاحب جانم شد

از باده خرابم من نالان چو ربابم من

آوای دل انگیزش هم روح اذانم شد

من گم شده کویش خواند چو مرا سویش

از خلق تن جستم پیدا و نهانم شد

استاده بدم باری در مستی و هوشیاری

این قامت چون سروم بنگر چو کمانم شد

من مست وغزل خوانم آداب نمیدانم

درصحبت دیروزم فردا به گمانم شد

یاران همه سر مستند هم یکدل و یکدستند

عالم همه مبهوت آن سرو  چمانم شد

رسوایی این دل را تا حجه کنی جانا

این رسم ستمگر را علت به  فغانم شد

در خویش نظر کردم  عکس رخ او دیدم

این عمرگرامی را کوته به زمانی شد


نوشته شده در پنجشنبه 19 فروردین 1389 توسط mastaneh نظرات | |