تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - فراق(majnoon)
فراق

Image and video hosting by TinyPic

زبان خامه ندارد سر بیان فراق

وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

دریغ ، مدت عمرم که بر امید وصال

به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

سری که بر سر گردون به فخر می ‌سودم

به راستان که نهادم بر آستان فراق

چگونه باز کنم بال در هوای وصال

که ریخت مرغ دلم پر ، که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق

کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی فتاد ، زورق صبرم ز

بادبان فراق

به گردابی فتاد ، به گردابی فتاد ، زورق صبرم ز بادبان فراق


اگر به دست من افتد ، فراق را بکشم

که روز هجر سیه باد ، که روز هجر سیه باد

که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق

سری که بر سر گردون به فخر می ‌سودم

به راستان که نهادم بر آستان فراق

چگونه باز کنم بال در هوای وصال

که ریخت مرغ دلم پر ، که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق

که روز هجر سیه باد ، که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق


نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور 1388 توسط mastaneh نظرات | |