تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - گل من بنشین(مهدی سهیلی)
فراق

Image and video hosting by TinyPic

چون فصل بهار آمد به من به چمن بنشین


دامن مکش از دستم بنشین گل من بنشین


خوش خویی و گلرویی مهتاب سمن بویی


 تا دل ببری از گل ای غنچه دهن بنشین


 تو ماه منی یایرا تا خیره کنی ما را


 مریخ و ثریا را بر زلف بزن بنشین


بنشین که صفا داری گیسوی رها داری


 گر مهر به ما داری چون مه به چمن بنشین


گردیم سمندت را صیدیم کمندت را


گیسوی بلندت را بر شانه فکن بنشین


ای گلرخ گلدامن پرهیز کن از دشمن


چون دوست شدی با من بر دیده ی من بنشین


 ماه چمنی جانا چون یاسمنی جانا


سیمینه تنی جانا در پیش سمن بنشین


 در پای تو چون خاکم نه خاک که خاشکم


بنگر دل غمناکم آن را میشکن بنشین


من عاشق دلتنگم خوارم چون گل سنگم


 بر گونه ی بی رنگم یک بوسه بزن و بنشین


تو عطر وطن داری دانم غم من داری


گر شور سخن داری با ما به سخن بنشین

  


نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد 1388 توسط mastaneh نظرات | |