تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - ناز من
فراق

Tinypic

از مهر روی گلرخان


در سینه دارم خارها


آتش به جان و دل زنند


این آتشین رخسارها


بر روی ما ای باغبان


بگشا در گلزار را


تا کی به حسرت بنگریم


از رخنۀ دیوارها

ناز من عشق من از چشم ترم زود مرو


سرو جانم به فدایت ز برم زود مرو



نکنم شکوه که دیر آمده ای بر سر من


جان من دیر چو آیی به سرم زود مرو



چشم پر حسرت من سیر ندیدست تورا


بنگر اشکم و از چشم ترم زود مرو

ترسم ای گل که نبینم دگرت دیر میا


ترسم ای جان که نیایی دگرم زود مرو

آفتاب لب بامی به یک گردش چشم


بر در و بام نماند اثرم زود مرو

 

صبر کن تا به خدایم که ز شوق رخ تو


نه ز خود کز دو جهان بی خبرم زود مرو

این تویی یا که خیالم بتی آراسته است


گر تویی بهر خدا از نظرم زود مرو

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر 1387 توسط mastaneh نظرات | |