تبلیغات

.. نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم, به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

فراق - غم شبهای سکوت
فراق

Tinypic

به که گویم غم این قصه ی ویرانی خویش

 

غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش

 

گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او

 

که شدم بنده ی پا بسته و سودایی خویش

 

به کدامین گنه این گونه مجازات شدم

 

همه دم نالم و سوزم ز پشیمانی خویش

 

من از این پس شده ام راوی و گویم همه شب

 

غزل چشم تو و قصه ی نادانی خویش


نوشته شده در دوشنبه 22 مهر 1387 توسط mastaneh نظرات | |